تبليغاتX
::. .: مسافر تنهایی :. .::

.: مسافر تنهایی :.

: درباره وبلاگ

 

سلام.من (-_-) عليرضا (-_-)صاحب این وبلاگ هستم. من هم اکنون18سالمه و دانشجوی رشته حسابداری دانشگاه سیرجان هستم. من هم اکنونو در کرمان زندگی میکنم.امیدوارم که از مطالب و عكس هاي وبلاگم راضی باشید.


 

: منوی اصلی

 

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
 

 

: نوشته های پیشین

 

تیر 1387
اردیبهشت 1387
بهمن 1386
مهر 1386
شهریور 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385

 

: پیوندها

 

.: غربت تنهايي :.
.: غروب عاشقان :.
.: شهر عشق :.
.: شقايق گل من :.
.: بهترينم به يادم باش :.
.: تو را من چشم در راهم :.
.: دوستت دارم يه دنيا عاشقونه :.
.: رز صورتي :.
.: به او بگوييد دوستش دارم :.
.: درد تنهايي :.
.: عكس صحنه ها و دوربين مخفي :.
.: پسرك تنها :.
.: جادوگر :.
.: گل گلدون من :.
.: آبي تر از آنيم كه بيرنگ بميريم :.
.: ديوانسرا :.
.:پاییز عشق :.
.: عاشقانه ترین لحظات هر انسان :.
.: شاپرک تنها :.
.: دخترکی در کلبه عشق :.
.: عشق يعني در فراغش سوختن :.
.: زشته زشته زشته :.
.: گيلاس :.
.: عشق و حسرت :.

 

: موسیقی

 


 

 

 

 

 
 
.......

 

ساقی پیاله پر کن امشب که بی قرارم

جامم دوباره پر کن امشب که گریه دارم

 

آن شب چه عاشقانه دل را به او سپردم

سر مست شاد و خندان او چشم مست یارم

 

آن شب پراز نور از ماه و اخترانش

در جشن عشق من با تنها گل بهارم

 

آن شب طلسم گشتم با چشم مست آن یار

یارم نگو نگارم دنیای ماندگار

 

آن شب چه ها که با تو از عشق خود نگفتم

گفتم خیال کردم همدم چو تو ندارم

 

عاشق ترین بارانزیبا ترین  بهاران

گفتم غزل برایت گفتم که بی تو خارم

 

ما را تباه کردی با قلب همچو سنگ

بشکستی و بدیدی از عشق زارزارم

 

دستان من کمک خواست گفتا بگیر دستم

دستت نبر داد دستم گو کی رسید یارم

 

قلب مرا شکستی نامهربان پری زاد

گفتی ز بند رستی ای نازنین نگارم

 

روحم تو را طلب کرد ای بی وفای  زیبا

گفتا مرا به یاد آر امشب که غصه دارم

 

| +| نوشته شده در  یکشنبه 20 اسفند1385 توسط (-_-)عليرضا جييگر(-_-)  |   |  ارسال به دوستان