تبليغاتX
::. .: مسافر تنهایی :. .::

.: مسافر تنهایی :.

: درباره وبلاگ

 

سلام.من (-_-) عليرضا (-_-)صاحب این وبلاگ هستم. من هم اکنون18سالمه و دانشجوی رشته حسابداری دانشگاه سیرجان هستم. من هم اکنونو در کرمان زندگی میکنم.امیدوارم که از مطالب و عكس هاي وبلاگم راضی باشید.


 

: منوی اصلی

 

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
 

 

: نوشته های پیشین

 

تیر 1387
اردیبهشت 1387
بهمن 1386
مهر 1386
شهریور 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385

 

: پیوندها

 

.: غربت تنهايي :.
.: غروب عاشقان :.
.: شهر عشق :.
.: شقايق گل من :.
.: بهترينم به يادم باش :.
.: تو را من چشم در راهم :.
.: دوستت دارم يه دنيا عاشقونه :.
.: رز صورتي :.
.: به او بگوييد دوستش دارم :.
.: درد تنهايي :.
.: عكس صحنه ها و دوربين مخفي :.
.: پسرك تنها :.
.: جادوگر :.
.: گل گلدون من :.
.: آبي تر از آنيم كه بيرنگ بميريم :.
.: ديوانسرا :.
.:پاییز عشق :.
.: عاشقانه ترین لحظات هر انسان :.
.: شاپرک تنها :.
.: دخترکی در کلبه عشق :.
.: عشق يعني در فراغش سوختن :.
.: زشته زشته زشته :.
.: گيلاس :.
.: عشق و حسرت :.

 

: موسیقی

 


 

 

 

 

 
 
عشق

 

شبی تاریک و پر از سکوت در اتاقم تنهاتر از همیشه... ناامید از فردایی روشن...

 بازم نقش چشمات در خیالم... تنها جایی که با همه بی قراریهام احساس آرامش میکنم...

خاطرات با تو بودن در حال رفت وآمد در ذهنم هستن... هنوز چشم به راهتم دیونه...

 آخه چرا این نفسام تلخه واسم؟ ای کاش زودتر از موعود مقررم فرشته مرگ

 مرا به کام خویش می گرفت و این روح خسته را به آسمونا میبرد...

هر جا که باشه دیگه بدتر از این جا که نیست... شاید این جوری یک بار بمیرم...

ولی الان همه لحظاتم شده مردن و زنده شدن...

 بذار حداقل یک کم از قصه عشقمون بگم تا شاید خوابم ببره...

 یکی بود یکی نبود غیر خدا هیچکی نبود یکی عاشقی بود که یک معبودی داشت...

 عاشقه دل خوش به وجود معبودش بود و پرستش اون بالاترین عبادتش بود...

نمیدونست که یک روز الهه اش میره دنبال سرنوشتش و اونو تنها میزاره...

 و هیچی جز یادش براش یادگاری نمیزاره...

 نشنیدم چی گفتی: یک کم تندتر بگو: چی! روزهای شاد هم داشتیم!

خوبه! ولی میدونی چیه: این حرفتم باور میکنم آره روزهای شاد هم داشتیم

 ولی این قدر روزای غمگین داشتیم که شادیهای کوچیکمون لا به لای دریای غمها گم شدن...

 

| +| نوشته شده در  پنجشنبه 19 مهر1386 توسط (-_-)عليرضا جييگر(-_-)  |   |  ارسال به دوستان